Rio Bravo

Rio Bravo ★★★★★

This review may contain spoilers. I can handle the truth.

This review may contain spoilers.

ریو براوو فیلمی عظیم و بزرگ از کارگردان صاحب سبک آمریکایی، هاوارد هاکس است. فیلمی که همچون گوهری گرانبها در ژانر وسترن می درخشد و درخشش به اندازه تمامی اثار هاکس است که از نظر خودم بهترین فیلمش هم هست ، فیلمی کامل، سرپا و به سبک خودش سرگرم کننده، تا جایی که بیننده را در زمان طولانی اش بر روی صندلی میخکوب می کند و در پس نمایش فوق العاده اش، هم شخصیت می سازد و هم فیلمساز کار بلدی اش را در اجرای فرم و میزانسن به رخ ما می کشد.

شروع فیلم از دل حادثه ای کلید می خورد که در شرف رخ دادن است و در همان چند دقیقه ی ابتدایی، فیلمساز شخصیت مثبت و در کنارش پرسناژ خاکستری و در ادامه با چند اکت کوچک، آنتاگونیست ماجرا را فقط و فقط در مقدمه ای حدود چهار دقیقه، آن هم بدون دیالوگ، برای مخاطب معرفی می کند. مقدمه ای که می توان آن را بسیار عالی و شکوهمند توصیف کرد و همین موضوع حساب کار را به دست تماشاگر می دهد که قرار است یک اثر سرپا و استخوان دار ببیند. همین امر نشان می دهد که با فرم درست و اجرای میزانسن می توان حتی بدون دیالوگ از دل یک فیلم ناطق و رنگی، هم پرسناژ معرفی کرد و هم ریتم و ضرباهنگ قصه را استارت زد. بدون اغراق می توان همین چند دقیقه ی آغازین را کلاس درس هاکس دانست. چون او با تبحری خاص و در همان اولین نما از کلانتر(جان وین)، قهرمان با وقار قصه را معرفی می کند. یعنی همانجایی که چنس لگدی به کوزه ی مسی می زند و دود(دین مارتین) خم می شود تا سکه را بردارد سپس در شات بعدی یک نمای مدیوم کلوز از کلانتر را از نقطه ی دید دود می بینیم که همین نما، معرف کلانتر با جربزه، دلسوز و خشن ماست
داستان فیلم در شهری کوچک می گذرد که در شبی، درگیری ای بین معاون کلانتر، خود کلانتر و یکی از مزدور های شهر به نام جو برودت رخ می دهد که در این بین، جو یک فرد بی گناه را به قتل می رساند و سپس کلانتر وی را بازداشت نموده و از آن به بعد باید تا زمانی که مارشال ایالتی شهر برسد، به کمک دو دستیارش، که یکی الکلی است(دود) و دیگری پیرمردی چلاق (استامپی)، از کلانتری محافظت کنند تا افراد تبهکار و برادر جو برای آزادسازی وی به انجا یورش نبرند.پیچش دراماتیک و روابط پیچیده ی شخصیت ها در روایت به ظاهر ساده ی فیلم، یک فضای کاملآ رئال را به وجود می آورد و با اکت ها و اضافه شدن تیپ ها و شخصیت های فرعی، درام فیلم به شکلی منسجم و منظم در پس فرمی استادانه، شکل گرفته و همین امر باعث می شود که تماشاگر لحظه ای خسته نشود. فیلمساز در حول روایت قصه اش به سراغ آدمها می رود و شخصیت ها را فدای پیرنگ نمی کند چون ریو براوو فیلم شخصیت هاست

پرسناژهایی که در موقعیتی خفقان آور و سنگین قرار گرفته اند و در این بین با مشکلات فردی هم دست و پنجه نرم می کنند. دو فرد اصلی ماجرا دود(معاون) و چنس(کلانتر) هستند که با بودن سه شخصیت محوری یعنی یک زن، پیرمردی شوخ و جوانی هفتیرکش، تاثیر گذاری درام حول آنها چرخیده و اکت هایشان، ریتم و ضرباهنگ فرم را تشکیل می دهد. فیلم گاهی به طور مجزا و گاهی هم به طور پیچیده، تک تک به سراغ این شخصیت ها می رود، به خصوص پرسناژ دود و چنس. دود یک جوان شکست خورده در عشق است که به دلیل بحران روحی و روانی اش، پناه به الکل برده و به نوعی قدرت و فردیتش را در پس لاابالی گری و مسئولیت گریزی، از دست داده است. اما با تصمیم جدی کلانتر برای نجات دادنش از آن منجلاب، موافقت کرده و وارد قصه ای می شود که فرصت آن را دارد تا بار دیگر تجربه و وجودش را برای مردم شهر ثابت نماید. هاکس در گفتگویی در پیرامون این فیلم گفته است که ریو براوو اساسآ فیلم دود می باشد. یعنی محوریت اصلی فیلم بر دور دود دوران دارد و هدف اصلی، بازگشت او به زندگی ای دوباره در سایه ی مردانگی و شجاعت رقم می خورد.